از وقتی امتحانات دانشکده به پایان رسید ، مرتب حوصله ام سر می رفت و به دنبال مشغله ای برای خودم بودم ؛ از آنجایی که دوستی از جنس مخالف ندارم و دوستانم همگی مشغول معاشرت با دوستان خاص خود هستند ! به این نتیجه رسیدم تا به امر مقدس وبلاگ نویسی بپردازم تا هم از وجود دوستان جدید مستفیض شوم و هم اوقات مرده ی خود را زنده کنم و افکارم را در معرض انتقادهای گوناگون افراد قرار دهم تا در نهایت از شر این بی حوصلگی کشنده رها شوم .
من که تا پیش از این به صورت مداوم و همیشگی وبلاگ نویسی نکرده بودم و بیش از شش ماه بود که صرفا نقش خواننده ی وبلاگ های مختلف را بازی می کردم تصمیم به ایجاد وبلاگی گرفتم تا به عنوان یک دانشجوی ساده ی پیام نور مشغول به نوشتن شوم . علت ذکر واژه پیام نور در عنوان وبلاگ این است که تمام عمر از این دانشگاه بیزار بودم و سرانجام کاهلی و سستی و تنبلی همیشگی ام مرا در آغوش این سیستم آموزشی قرار داد و من باید به نفس این سیستم عادت کنم و حتی به آن عشق بورزم !
با خود اندیشیدم که نباید نام و نشانی از خود واقعی ام در این مکان فاش کنم تا اگر روزی قصد ابراز نظر در مورد مسائل روز و سیاسی و اقتصادی کشور عزیزمان را داشتم ، ستاره باران نشوم چرا که شانه های من توان نگهداری از ستاره های با ارزش این مرز و بوم را ندارند و من می خواهم همیشه یک سرباز ساده باشم تا سرگرد و سرهنگ و تیمسار !
می خواهم مخفی و ناشناس بمانم هر چند که می دانم محال است روزی مجبور خواهم شد نقاب از چهره بردارم و فاش بگویم و از گفته ی خود دل شاد باشم . اما تمام تلاش خود را می کنم تا با ناشناس ماندنم برجذابیت مطالب بیافزایم و ذهن خواننده را از عمق مطلب به حاشیه منحرف نکنم تا در دل نگوید اگر نویسنده این چنین بود آن چنان نبود این حرف را بر زبان نمی آورد .
نمی نویسم تا خود را تنها فرشته ی روی زمین بنامم و دیگران را گرگ های انسان نما که جان مرا به لب رسانده اند و در ادارات و دیگر سازمان ها باند های فساد مالی به راه انداخته اند . نویسنده ی این وبلاگ هیچ علاقه ای به مبارزه ی یک تنه با مافیای قدرت و دست های پشت پرده در ادارات و دیگر سازمان ها ندارد و این امر خطیر را به سربازان گمنام امام زمان می سپارم که با دستگیری بزرگانی چون عبدالمالک ریگی و دیگران قدرت خود را در شناسایی و دستگیری خلافکاران و قانون گریزان به اثبات رسانده اند .
و در آخر امید وارم به لطف خدا اندک مشکلات باقی در سرزمین ما که شامل چند تار موی بیرون زده از روسری دختران و لباس تنگ و بدن نما پوشیدن جوانان است به عزم بزرگ مردان ایران رفع شود و در آینده ای نه چندان دور ایران را اسلامی تر از امروز داشته باشیم .